عصر روز شمبه در امتداد یک اتوبان بدون خروجی

 

 

بعد از دو هفته ی فشرده و مسخره و اعصاب خورد کن امروز عصر یه فرصتی پیدا شد تا با دوستام بریم بیرون و یه دوری بزنیم, دلم هوس کرد خودم رانندگی کنم.. همینطور که با هم در مورد حس و هیجان روزهای خرداد ماه پارسال صحبت میکردیم و از خاطرات مناظره ها و تحلیل های مختلف و پیش بینی ها و هیجانات انتخاباتی... و مخصوصن آمار های دقیق جناب ریس جمهور منتخب مردمی و منتصب الهی آقای دکتر محمود احمدی نژاد که مث حضرت موسی از آستینش مار های رو به رشد بالای افتصادی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، ورزشی، اونم از نوع تصاعدیش در می آورد و معجزه میکرد و به ملت نشون میداد و دست دژخیم رو رو میکرد برای آحاد...، و بعد از اون معجزه ای که در شمارش آرا به وقوع پیوست و دشمنی که ما از بچه گی تا حالا به دلیل نداشتن سعادت هیچوخت نشناختیمش و نفهمیدیم کیه، شکست خورد و پوزه ی کثیف و آویزونش به خاک مالیده شد، میگفتیم و میخندیدیم و گریه میکردیم به حال و احوال خودمون و خودتون و خودشون و...! تو همین حال و هوا خدا میدونه که چطوری رفتیم تو یه اتوبان تقریبن خلوت و غیر مسکونی تعجب 

(غیر مسکونی رو میلاد گفت و ما هم کلی حال کردیم نیشخند) !

وختی پامو بیشتر و بیشتر روی پدال گاز فشار میدادم و با سرعت بیشتری خط کشی های ممتد و  سفید وسط اتوبان رو پشت سر میذاشتم یه جمله ای که  همیشه خیلی شنیده بودمش، توی معزم داشت مدام وول میخوردو با یه پتک که دسش بود میزد به انتهای ریشه ی تارهای عصبیم و با هر نتی که ازش در میومد هی میخوند و تکرار میکرد که هر رفتنی رسیدن نیست اما برای رسیدن باید رفت..

.

.

.
هی, کی میدونه داریم میریم که به کجا برسیم؟

کی میرسیم پس؟!

چقد دیگه باید در حال گذار باشیم و تاوان بدیم؟!


هیشکی هیچی نگفت!


صدای ضبط ماشین رو تا ته بلند کردم,با صدای شجریان به ناکجا آبادی که خودمون نمیدونستیم کجاست در حرکت بودیم و به رسیدن امید داشتیم، و اتوبانی که نه خروجی داشت و نه انتهایی, فقط خط های سفید ممتد بود که هی کوچیک و کوچیکتر میشدن و با سرعت بیشتری ما رو پشت سر میذاشتن

 

پی نوشت:

بعد از تقریبن٢ ساعت بالاخره یه خروجی پیدا کردیم که در اولین گردش به چپ و در ابتدای اون خروجی پلیس آلمان که انگار منتظرمون باشه، جاده رو بسته بود و مث جنایتکارا ی که در حال فرار هستن به ما ایست داد و همه ی ما رو دستگیر کرد وبعد از اینکه به جرم سرعت غیر مجاز خدایی یورو  (بر وزن خدایی تومن) ، جریممون کردن گذاشتن که بریم اون موفع بود که تازه فهمیدیم رسیدیم آلمان!

جالب اینجاست که تمام اون اتوبان خلوت مجهز به دوربین های نامحسوس کنترل سرعت بود اما اون اتوبان حتی یه خروجی یا دور برگردون هم نداشت،شایدم داشته ما کور بودیم ندیدیم، ولی خداییش میشه چار نفر آدم کور باشن و نتونن یه تابلوی خروجی پیدا کنن؟! 

 

پاییز بلند

/ 21 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رها

WOW! درود به شما.اول صبحی شما هم با پیغام مهر آمیزتون کلی خوشحالم کردید. [گل] ممنونم که بهم سر میزنید. لطف دارید خیلی زیاد [قلب][قلب] باز هم بیاید. خوشحال میشم. [تایید]

گلپونه

كور بينا! شايدم بيناي كور!

آسمان وانیلی

چرا عصباني شدي آخه؟؟/ يك تاريخي تعيين كنيد براي اين وعده ها آخه ما تا كي منتظر بمونيم؟؟؟

رها

ممنون که نظراتت رو میگی. راحت باش من قالبم رو تغییرش دادم گمونم باحال تر شد. بیا ببین. دیگه چشم رو هم نمیزنه. همه چی مرتبه. اره تشویقم کنید که با پشت گرمی ادامه بدم بازم ممنونم. [گل][گل] حوصله فیلم نامه خوندن هم داشته باشی فیلم نامه شاعر زباله های مخملباف رو گذاشتم. باز هم پیدا کنم فیلم نامه کوتاه میذارم. [تایید] اره بابا ما جوون تر که بودیم اون موقع ها پینگ فلوید زیاد گوش میکردیم.[مغرور]

رها

دوست خوبم تشکر لازم نیست [تایید][تایید] همین که میبینم کسانی با فکرهای خوب و با درک بالا از هنر و زندگی مطالبم رو میخونند برام خیلی قابل احترامه و پر از شور و انر}یم میکنه [گل][گل][گل][گل][گل] امیدوارم هر جا که هستید موفق باشید.[قلب]

س

salam ajijam[ماچ] chera mano ba khodet nabordi .... baz ham ke tanha tanha rafti[ناراحت]

هادی

سلامی به بلندای همون اتوبانی که بی انتها بود عزیز دل حالا خروجی نداشت تابلو ی راهنما که داشت بالاخره هشداری ، کلامی ، فاصله ای ... نمیشه که هیچی نباشه امّا منو یاد این شعر حافظ انداخت : از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود زنهار ازاین بیابان (تو بخون خیابان!) وین راه بی نهایت دراین شب سیاهم گم گشت راه مقصود از گوشه ای برون آ ای کوکب هدایت این راه را نهایت صورت کجا توان بست کش صدهزار منزل بیش است در بدایت ان شاءاله جاده ی عمرت بی انتها باشه

غزل خونه

سلام چه خفن بوده. یاد اون فیلمه افتادم که توی یه تونل بودن و تونله تموم نمیشد و توش زندانی شده بودن... خوبی؟

رها

به قول خودت درود!!!!!! ممنون از حسن توجهت دوست خوبم [گل][گل] اتفاقا ندیدم این فیلم رو باشه ممنونم حتما میبینم البته من معمولا از ریتم کند برخی فیلم ها لذت میبرم. جالب بود برام کارامل رو دیده بودی [تایید] خوشحالم میکنی فیلم های خوب رو بهم معرفی کنی از دیدن فیلمهای خوب خیلی لذت میبرم و فیلم های خاص و معناگرا رو خیلی میپسندم .[بغل]

نینا

سلاااااااااااااامممممممممممممممم ای خدا حتما باید به دست و پات بیوفتیم یا 4 تا فحش بدیم تا اپ بفرمایید؟