یه بازی وبلاگی یا کسب اطلاعات سری به روش موذیانه...!!!


بازی رو همیشه دوست داشتم, از بازی کردن لذت میبرم مخصوصن اینکه دعوتم کرده باشن, حالا هر بازی میخواد باشه, از پوکر و بیلیارد بگیرین تا گل یا پوچ و گرگم به هوا..چشمک
چند روز قبل وختی داشتم وبلاگ دوستامو میخندم توی وبلاگ یکی از دوستام دیدم که نینا منو به یه بازی وبلاگی دعوت کرده, پستی که خودش گذاشته بود جالب بود و باعث شد من از تو غار عم یادگار دربیامو بالاخره این وبلاگو بعد از وعده وعیدهای زیاد به روز کنم..
این بازی بیشتر شبیه اعتراف گیری و کسب اطلاعات سریه که نازی ها با روش دوستانه و زبون خوش، زمان جنگ دوم جهانی از اسرای جنکی میگرفتن..

بیایین که میخوام اعتراف کنم, اعتراف میکنم آی ی ی ی اعتراف میکنم, هیشکی مث من منیتونه اعتراف کنه..

عادت خوب:

تا جایی که میتونم و به دلیل عرب ستیزی همیشه سعی میکنم از کلمات عربی کمتر استفاده کنم و همیشه به جای سلام میگم دروووووووووووووووووووود و این درووووووووووووووود گفتم رو خیلی دوس دارم


 ایجاد ارتباط اجتماعی شده از عادت های اجتناب ناپذیر و یه جورایی با قسمت بزرگی از شخصیتم اجین شده .
(کلن خیلی راحت ارتباط بر قرار میکنم و این ارتباطات هم همیشه برام مفید بوده)


با هیچ کس بد حرف نمیزنم و خوش رفتارم و عادتمه که به همه احترام بذارم حتی اگه طرف دشمنم باشه و در بد ترین حالت ممکن هم قبل از رسیدن به نقطه جوش خومو کنترل میکنم تا حرمت طرف رو حفظ کنم (نقطه جوشو تو عادتای بعدی توضیح میدم)

خیلی خوب لباس میپوشم و برای لباس خریدن خیلی خرج میکنم, اعتقاد دارم آدم گشنه باشه اما بد لباس نباشه, اصلن منظورم این نیست که اهل مد و مارکم فقط به ظاهرم خیلی اهمیت میدم و همیشه خوش لباسم

هیچوخت پیش داوری نمیکنم و در مورد دیگران زود قضاوت نمیکنم, از غیبت کردنم متنفرم و عادت دارم اگه بخوام در مورد رفتار بد کسی حرف بزنم در حظور خودش این کارو کنم


خیلی آدم رکی هستم و حرفمو تو دلم نگه نمیدارم, ترجیح میدم حرفم رو بزنم حتی اگه قرار باشه سرم به باد بره

حرف زور هم که عمرن  تو کلم نمیره

کینه ای نستم اما خدا نکنه از کسی واقعن برنجم.. اهل تلافی نیستم اما ابدی  و برای همیشه تو ذهنم میمونه

همیشه با مشکلات شاخ به شاخ میشم و عادت ندارم شکست رو قبول کنم, برای همینم همیشه در حال جنگیدنم و میدون خالی کن نیستم

عادت به استفاده از هیچ نوع دسمالی( چه ابریشمی چه چفیه ای چه هر نوع جنس دیگه ای) هم ندارم حالا طرف میخواد حاجی باشه, میخواد خدا باشه, حقمو از چشاش در میارم) در بد ترین حالت ممکن هم نشده به خدا التماس کنم از یقش گرفتمو ازش خواستم اونم بهم داده (میدونید آخه خدا خیلی دوس داره ناله بنده هاشو بشنوه کللن دچار اسکیزوفرنیه، اونم از نوع حادش, برای همینم که میدونم اگه بهش التماس کنم خیلی حال میکنه و  بهم حالا حالاها نمیده با زور ازش میکیرم, وختی میرم به درگاهش اونقد دادو بیداد میکنم و از یقش میکیرم که بهم میگه بابا چه غلطی کردم تو رو آفریدم, جولو فرشته هام ضایعم نکن هرچی میخوایی بگیر فقط  برو) حالا فکر کنین حاجی آقا و سیدشو چه کار میکنم اگه...

بیشتر از حد توانم به دیگران کمک میکنم ، شده از جون هم مایه میزارم

به هیچ کس اجازه نمیدم دلش برام بسوزه و دلم برای کسی نمیسوزه, فقط آدمای ضعیفن و ناتوانن که مستحق دلسوزین و آدمی که ناتوان باشه و ضعف رو قبول کنه آدم نیست.. (البته این نظر شخصی منه)

اگه خیلی مشروب بخورم روم به دیوار, گلاب به روتون بالا نمیارم و این رکورد رو الان 9 ساله که دارم

در بدترین شرایط ممکن هم که تا خرخره مشروب بخورم بازم حواسم به رفتارم هست و خر بازی در نمیارم و بد مستی نمیکنم و فحش نمیدم نهایتش اینه که اگه راه برم تلو تلو میخورمو اخر آخرشم بیهوش میشم

عادت بد:

با اینکه روزی دو بار دوش میکیرم اما کله ام همیشه بوی قرمه سبزی میده, به خدا من دنبال دردسر نیسم, دردسر خودش دنبال منه

فاصله زمانی بین نقطه صفر تا نقطه جوشم در حد سرعت نوره.. خیلی زود عصبانی میشم و خیلی زود پشیمون میشم , حتی اگه مقصرم نباشم تا از دل طرف در نیارم، بی خیال نمیشم و اونقد سریش میشم و همه کار میکنم تا منو ببخشه

از بچگی عادت ندارم صبونه بخورم تقریبن شاید از 10 سالگی و این عادت هنوز مونده (الان مهتاب اینو بخونه مننو به صلیب میکشه آخه یه برنامه غذایی بهم داده که یه لیوان شیر یه عنصر غیر قابل حذف برای صبونست< تاکید اکید کرده که باید بخورم) منم میخورمساکتدروغگو

قهوه رو تلخ و داغ دوس دارم و مث دیونه ها غلیظ درسش میکنم, برای درست کردن یه لیوان متوسط قهوه 4 تا قاشق غذا خوری پر ملات قهوه میریزم, رنگش میشه غیر و مزشم میشه جیگرآخزبان

وختی با دوستام میشینیم مشروب خوری مخصون اگه داریوش خان حرومزاده که معرف حظور هستن و مهدی هم باشن تا ته بطریو در نیاریم و خود کشی نکنیم و بی هوش نشیم بی خیال نمیشیمخواب
مث آدم هم که نمیخوریم, از چند نوع مختلف مشروب میگیریم بعد من ککتل درست میکنم و..ابله

صدام در حد معمولی همینجوری والیومش بلنده, وایی که نمیدونید چه عادت بدیه وختی عصبانی میشم و با صدای بلند حرف میزنم, در شرایط عصبانیت و مستی اصلن رو صدام کنترل ندارم


خیلی شلخته ام و خونم هیچوخت تمیز نیست مگر اینکه قرار باشه مهمون بیاد واسم, وسایلمو تو خونه گم میکنم و شاید چند ماه دنبالشون بگردم تا پیداشون کنم, بعضی هاشونم که اصلن پیدا نمیشن.. یه سری دنبال جوراب میگشتم پیدا نمیکردم بعد از چند وخت کامپیوترم خراب شد کیسشو باز کردم یه لنگه جورابم تو کیس کامپیوتر بودسوال , یه بار هم شرتمو تو مایکرویو پیدا کردماوه , کراواتمو تو کابینتتعجب , یه لنگه دمپای حمومو زیر میز تلیویزیون خجالت قهقهه

هر چند وخت دچار پریود احساسی میشم و از دو سه ساعت گرفته، تا یه هفته -ده روز، طول میکشه در این شرایط شبا ساعت دو, دو و نیم میرم بیرون و تا صب تو خیابونا راه میرم
توضیح: پریود احساسی مث این میمونه که حالت شدید اضطراب و دلهرم همراه افسردگی شدید میاد سراغم و تا وختی که تموم میشه پدر منو در میاره, به خاطر این قضیه خیلی دکتر و حاهای مختلف رفتم اما هیچ منشا و دلیل عقلانی و غیر عقلانی برای این حالت پیدا نکردن و درمانی هم وجود نداشت, خودش میاد دهن منو سرویس میکنه بعد تموم میشه میره, شاید این حالت سالی 7-8 بار پیش میاد

از حموم که در میام مخصوصن آخر شب لخت و پتی میرم پنجره رو باز میکنم و خودمو میندازم رو کاناپه, با اینکه بعدش سرما میخورم و دماغم آویزون میشه اما از این کار خیلی لذت میبرم

 

با پدرم هیچوخت سر هیچ مساله ای تفاهم نداشتم و نداریم و هروختم با هم اومدیم حرف بزنیم آخرش به دعوا کشیده و بد جور به تیپ هم زدیم و منم هیچ وخت کوتاه نیومدم..ناراحت

وبلاگمو این روزا دیر آپ میکنم و میدونم که عادت خیلی بدیه..نیشخند

عادت خنده دار:

به کسایی که خیلی دوسشون دارم و خیلی برام عزیزن و خیلی به هم نزدیکیم میگم بی شرف, پدسگ گ گ گ گ گ گ گ گ گ گ, حرومزاده.
آخه این بی شرفا خیلی جیگرن و این پدسگا ا ا ا ا ا ا ا ا ا که عده شونم خیلی کمن واقعن حروم زادن و من عاشقشونم, باور کنین بد دهن نیستم و این الفاط رو برای دیگران به کار نمیبرم فقط در صورتی که این عده رو میبینم و باهاشون حرف میزنم به صورت اتوماتیکوار و کاملن غیر ارادی به شیوه ی تیکه کلام اینارو تو حرفام بهشون میگم, تازه من که فحش نمیدم, مگه اینا فحشن؟!! قلب

خیلی بد شوخی میکنم و اگه یه غریبه اتفاقی تو جمعمون باشه و من متوجه حضورش نباشم مطمعنم که با خودش فکر میکنه که من خیلی آدم (...) هستم گاوچران

از اینکه یه نفر و اسکل کنیم و بعد سوژش کنیم و بهش بخندیم خیلی حال میکنم زباننیشخند

سوتی میدم در حد المپیک حیوانات, نمونش مث اون شبی که دهنم سوحت و زبونمو چسبوندم به آب سرد کن و همکارم دید و پستشو تو همین وبلاگ گذاشتم

تو محل کار تو سر کله همه میزنم , مثلن از راه که میرسم یکیشونو نیشگون میگیرم, مو های یکی دیگرو میکشم و براشون جک تعریف میکنم و.. پریروز مدیرمون سگ شده بود پاچه همه رو میگرفت و به همه گیر میداد, من خیلی جدی بهش گفتم دیشب خانومت نذاشت پیشش بخوابی حالتو گرفته هان؟‌ همه خندیدن, قیافه تفلک دیدنی بود, خودشم خندش گرفته بود اما نمیخواست جولوی ماها ضایع بشه از اتاف ما رفت بیرون, ما تا عصر میخندیدیم..اما با اینکه اینجوری و در این حد باشون شوخی میکنم هم خیلی دوسم دارن و هم موقع کار خیلی جدی و سخت با هم کار میکنیم و کسی سو استفاده نمیکنه

هنوز عادت نکردم فارسی رو درست تایپ کنم, هر وخت میخوام یه پست بزارم گریم میگیره گریه

 

عادت مسخره:

از اینکه با بچه ها بریم بیرون و کسی برام بستنی نخره غصه میخورم

وختی قرمه سبزی میخورم خوروش قورمه سبزی رو، روی پلو خالی میکنم و بعد شروع میکنم به خوردن

خیلی بد غذا میخورم, هرکی با من غذا بخوره فکر میکنه من 3 ماه هیچی نخوردم، از بس سریع میخورم, غذایی رو که بقیه تو یه ربع میخورن من، توی 2 دقیقه تمومش میکنم مژه

ناخن انگشت کوچیکه ی دست چپم همیشه بلنده و خیلی حساسم که نشکنه, نمیدونم چرا؟!!! خنثی

عادت زشت:

تا حالا نشده اینجا یه بلیط مترو بخرم،یه بیط مترو که از داریوش گرفته بودم رو استفاده میکردم, اینجا یه بلیط میخری 1 یورو بعد تا یک و نیم ساعت ازش میتونی استفاده کنی اونم به این شکل که وختی میخوایی سوار مترو بشی بلیطو میزاری تو دستگاهو روش تاریخ و ساعت میخوره.. حالا چرا اینو گفتم؟ یه بار مامور چک کردن بلیط ازم خواست بلیطو بش نشون بدم.. وختی بلیطو دید پوکید! همون یه بلیطو شونصد بار زده بودم تو دستگاه و اونقد روش تاریخ و ساعت خورده بود که شماره ها و تاریخا قابل تشخیص نبودن.. طرف مغزش هنگ کرده بود.. نمیدونست گریه کنه یا بخنده یا منو جریمه کنه، منو با بلیط برد پیش مسول استیشن اونم هنگ کرد هیپنوتیزم , بتون نمیگم بعدش بردنم دادگاهو قاصی هم هنگ کرد کلافه , اینم بهتون نمیگم که این جریان با عکس بلیط و عکس من تو روزنامه ی محلی چاپ شد از خود راضی , اینم بهتون نمیگم که 1260 یورو جریمم کردن ساکت

--
پی تشکر و دعوتنامه نوشت:

خیلی بازی با حالی بود من تو این بازی اعترافات تکون دهنده ای کردم, مگه نه؟! به قول نصرالله خان که یکی از دوستای وبلاگ نویسه و الان خیلی وخته که ازش بی خبرم.. بهم میگفت بچه مگه مرض داری خودتو لخت میکنی و جولوی همه تو وبلاگ همه چیزتو به نمایش میزاری و میگی؟!
تو این پست دیگه خودمو خیلی لخت کردم..

نینا جان ممنون از دعوتت چشمک


--


برای پی بردن به شخصیت پلید بقیه دوستام منم نگارنده های:

 وبلاگ کرگدن (محسن باقرلو)

 (میدونم این بازی رو قبلن انجام دادی و با دو خط پیچوندی داداش) اما ((دعوتت کردم تا خجالت بکشی و از من مرام گذاشتن یاد بگیری و دفعه بعد منم دعوت کنی) مژه

--
در سایه سار تنهای (رها پویا)

موج احساس (سهیلا بانو)

مهمان پاییز (استاد هادی جیگر خان میرزاخوانی)


رو به این بازی دعوت میکنم تا بیان و به یه سری عادتهاشون اعتراف کنن منتظر

--
معذرت خواهی نوشت:


واقعن منو ببخشین که حضورم کم رنگ شده, بیشتر از چیزی که تصور کنین درگیرم, میدونم اگه بگم در آینده جبران میکنم, کرگدن با یه حرکت چرخشی کونگ فو ( مث همون پاندای کونگفو کار تو اون انیمیشنه..) میذاره تو فکم نگران , اما جبران میکنم ابرو

 

/ 37 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رها پویا

بیا که پستم رو بسطش دادم تا بهونه ای برات باقی نذارم [مغرور]

س

salam bedo biya ke eteraf kardam[نگران]

رها پویا

درود به شما [گل] فقط بلدی دیگران رو تشویق کنی که به روز بشن خودت یه بار برای همیشه میای آپ میکنی [قهر] بهر حال با نقد فیلم gloomy sunday چطوری؟ بیا و بخون [تایید]

رها پویا

درود![گل] پس چرا آپ نمیشی... پس چرا آ نمیشی[زودباش] راحتت نمیذارم [زودباش] بدو دیگه تنبل یادت رفته بود از تنبلی هات بنویسی ...[عجله] بپر پسر عجله کن تنبلی نکن... چون میدونم این فشار آوردن ها جواب میده دارم اصرار میکنم ها [نیشخند] در ضمن ممنونم که همیشه بهم سر میزنی دوست خیلی خوب من [گل][گل][گل][گل] منم به توصیه یه دوست خیلی خوب این فیلم رو دیدم و عاشقش شدم خیلی تاثیر گذاره و خاص [بغل] موفق باشی همیشه و همیشه و همیشه [تایید]

نینا

شما به اپ نکردن ادامه بدین همینطووووووووووووووورررررررررررر[نیشخند]

رها پویا

آره ادامه میده نینا جان شما نگران نباش [خمیازه]

بلوطی

سلام! پست هات رو خوندم خیلی باحال بودن فقط عکسا باز نمی شدن هی توضیح زیرشو می خوندم دلم بیشتر می سوزید:( کمتر شنیدم مردی از خودش بد بگه! کلا شما مردا گوله اعتماد به نفس:) من لینکتون می کنم.فقط با اجازه دیگه

سپیده

سلام خیلی خیلییییییییییییییییییییییییییییییییی با حال بود من هنوز دارم میخندم